محمد سعيد جانب اللهى

95

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

ريواس ، تخم ترشك ، تخم ريحان ( بوداده ، گرم و تر است ) ، جومقشر ( سرد و تر است ) ، تخم گشنيز ، دانهء انار و پوست خشخاش براى اسهال مزمن ؛ و همچنين تخم شاهى و تخم شنبليلهء ( بوداده ) . پوست بيرون پسته را تجويز مىكنند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در اردكان روغن هستهء شفتالو را روى جوشاندهء برگ سياوشان و گل‌گاوزبان و گز علفى مىريزند و پس از صاف كردن مىنوشند ( طباطبايى : 674 ) . در الموت آرد سنجد در آب ريخته مىخورند ، كته‌ماست ، چاى پررنگ و سوختهء ترياك نيز مصرف مىشود ( حميدى و ديگران ، 1384 : 231 ) . در گيلان : 1 . روغن بادام شيرين به بيمار مىدهند . 2 . زيره را دم مىكنند و نبات مصرى را در آب مىجوشانند تا قوام بيايد ، زيره را در نبات داغ مىريزند و به بيمار مىدهند . 3 . كته‌ماست نيز تجويز مىكنند ( پاينده : 260 ) . كردها پودر نخود ، مرزه ، ريشهء شيرپنير ، ثعلب ، ازگيل ، آب برنج ، برگ زرشك ، زردآلو ، آرد سنجد ، برگ مو به كار مىبرند ( صفىزاده : 181 ) . در سىسخت كهگيلويه بلوط را آرد مىكنند و پس از گرفتن تلخى آن با آب خمير كرده و به بيمار مىدهند ( صديق ايمانى : 10 ) . در هزاوه جوشاندهء عناب و گشنيز و غذا هم كته‌ماست مىدهند كه معمولا مغز بادام را كوبيده و الك مىكنند و روى آن مىريزند ( ضيغمى : 163 ) . در راور از بومادران ، جوشاندهء برگ و پيچك درخت مو استفاده مىشود ( كرباسى راورى : 153 و 155 ) . استفراغ در بافق دم‌كردهء گل زوفا ، نعناع ، درمنه « 1 » و شاهتره به صورت جداگانه مىخورند ( جانب اللهى ، 1384 : 120 ) . در ميرجاوه جوشاندهء برنجاسك يا كلپوره تجويز مىشود ( جانب اللهى 1381 : 245 ) . در هزاوه خاكشير را مىكوبند ، سپس در استكان آب‌جوش مىريزند و يك نعلبكى روى آن مىگذارند ، تا به اصطلاح خف شود ، بعد با كمى شكر شيرين مىكنند و به بيمار مىدهند ( ضيغمى : 163 ؛ نيز - ماكيان‌درمانى ) .

--> ( 1 ) . dermana